عليرضا افتخاري
دوشنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩۱
ادامه کار

بالاخره بعد از 5سال دوباره به وبلاگ سر زدم ولی دیگر از اشعار و کاستهای استاد افتخاری خبری ندارم نمی دانم از 85تا حالا استاد چند تا کاست دیگه بیرون داده و بقیه بچه ها هم و بلاگهاشون بسته شده امیدورام یه نفر پیدا بشه اشعار کاستهایی که قبلا من نوشته ام را کارش رو ادامه بده

روح الله نبي

یکشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٤
 

علیرضا افتخاری قوالی می خواند

 

"علیرضا افتخاری" در آلبوم جدید خود به اجرای قطعات عرفانی و قوالی خواهد پرداخت .

می توان این آلبوم را آلبومی دانست که ساز ملودیک در آن استفاده نمی شود و با آوا و سازهای کوبه ای همراه می شود .


به گزارش خبرنگار سینا،"علیرضا افتخاری"،خواننده، در آلبوم جدید خود که در نهایت تا زمستان سال جاری به بازار عرضه خواهد شد ، به اجرای قطعات عرفانی پرداخته و به سبک " قوالی " توجه ویژه ای خواهد داشت.
گفتنی است " عماد توحیدی" و " بابک شهرکی " کار تنظیم قطعات این آلبوم را بر عهده خواهد داشت و در کنار سازهای کوبه ای از صداهای انسانی بهره گرفته خواهد شد ، به نحوی که ساز ملودیک در آن شنیده نمی شود .
لازم به ذکر است ،عناصر سازنده این آلبوم پیش از این در آلبوم های " کولی بی کولی " و " ذوالجناح " از این سبک استفاده کرده بودند .
تهران خبرگزاری سینا

روح اله نبی http://www.syna.ir/default.aspx?newsid=33817

روح الله نبي

سه‌شنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٤
 

چهارشنبه 11 خرداد 1384
 

آلبوم " قلندروار" به آهنگسازي" عماد توحيدي " و خوانندگي" عليرضا افتخاري" ، پاييز 84 به بازار موسيقي عرضه مي شود.


 " عماد توحيدي " با اعلام اين خبر گفت : اين آلبوم كه برگرفته از شعر" مولانا"ست ، شامل 8 تضنيف است كه به نوعي موسيقي ديني مان را روايت مي كند . همچنين اين آلبوم در ادامه آلبوم هاي "ذول الجناح " و" كولي كوبي" و با ساختاري مشابه ساخته مي شود. اين نوازنده و آهنگساز در ادامه در خصوص اركستراسيون اين آلبوم اظهار داشت : با اركستر كوبه اي و گروه همسرايان مشغول ساخت هستيم كه بعد از كامل شدن سازها ،" عليرضا افتخاري" نيز به جمع ملحق مي شود. "عماد توحيدي" در خاتمه خاطر نشان كرد : آلبوم" قلندروار " با تنظيم" با بك شهركي" ، توسط مركز موسيقي حوزه هنري پاييز امسال به بازار موسيقي وارد مي شود.

منبع : ايلنا

 

روح الله نبي

شنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٤
 

برای آشنايی با دوستان ديگر دوستدار و طرفدار  استاد افتخاری و آشنايی با نظرات يکديگر  می توانيد در سايت کلوب عضو شويد.

 برای ديدار از کلوپ افتخاری کليک کنيد

کلوپ علیرضا افتخاری  

  برای ارسال دعوت نامه  و عضویت در سايت کلوپ کليک کنيد.

روح الله نبي


پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٤
 

به دنبال دل    A    علی تجويدي                        

      

  سنگ خارا        معيني كرمانشاهي

 

شمع خود سوزي چو من در ميان انجمن گاهي اگر آهي كشد دلها دلها بسوزد

جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخنها نكته ها از انجمنها بشنو اي سنگ بيبان لشنويد اي باد و باران

با شما همرازم اكنون با شما دمسازم اكنون

يك چنين آتش به جان مصلحت باشد همان با عشق خود تنها شود تنها بسوزد

من يكي مجنون ديگر در پي ليلاي خويشم عاشق اين شور و حال عشق بي پرواي خويشم

تا به سويش ره سپارم سر زمستي بر ندارم من پريشان حال دل خوش با همين دنياي خويشم

        

    ديدي كه رسوا شد دلم    رهي معيري

 

ديدي كه رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلم  ديدي كه من با اين دل بي آرزو عاشق شدم

با آن همه آزادگي بر زلف او عاشق شددم عاشق شدم

اي واي اگر صياد من غافل شود از ياد من قدرم نداند

 فرياد اگر از كوي خود وز رشته گيسوي خود بازم رهاند

در پيش بي دردان چرا فرياد بي حاصل كنم گر شكوه اي دارم با يار صاحب دل كنم

واي به دردي كه درومان ندارد فتادم به راهي كه پايان ندارد

از گل شنيدم بدي او مستانه رفتم سوي او تا چون غبار كوي او در كوي جان منزل كنم

واي به دردي كه درومان ندارد فتادم به راهي كه پايان ندارد

واي به دردي كه درومان ندارد فتادم به راهي كه پايان ندارد

ديدي كه رسوا شد دلم ديدي كه رسوا شد دلم   

 

         زمانه ي ما         معيني كرمانشاهي

 

نمانده چرا در زمانه ما رنگ مهر و وفا عشق و صدق و صفايي خدايا  خدايا خدايا

كشد به كجا كار اهل صفا اي رقم زن ما تابه كي ناروايي خدايا خدايا خدايا

كجا بگريزم كه غم نشناسد نشان مرا چه چاره كنم كه زمانه بفهمد زبان مرا

غم به سرا آتش به دل بسته لب ناله كردم ولي نشود تا خبر زغمم نيمه شب ناله كردم

به جلوه همي درد دل جمع خوبان نشسته تويي به شكوه همي در پي عمر كوته فتاده منم

به خنده همي دامن از دست ياران كشيده تويي به گريه همي سر به دامان صحرا نهاده منم

دگر چه  بود لطف اين زندگاني تهي چو شود ساغر مهرباني

 

        ثمر گلها          معيني كرمانشاهي

 

زنسيم خبر آمد كه سياهي شب به سر آمد

تو كه مي زده اي چه نشسته اي كه سپيده سر زد و سحر آمد به سوي بستان شو

به بساط چمن نظري كن كه چه تازه گلي بدميده

 كه لطافت دانه شبنم به طراوت او نرسيده چو غنچه خندان شو

زان پيوند نوين كه اندر گلها زده شد بنگر كه چه زيبا گلي آمد به چمن

هر بلبلي از گلشني آمد به سخن  

ساقي به گرد آور جام جهان نما را مطرب ترانه خوان كن ساز طرب فزا را

زينت شده گلشن ز مبارك ثمري دلها شده شادان ز سرور دگري 

 

 

     علي تجويدي                     به دنبال دل

          

     به دنبال دل      معيني كرمانشاهي

 

من طالب وصلت نبودم گر سوي بامت پر گشودم  گفتم مگر جويم تو را در خلوت دل

دنبال دل افتاده ام منزل به منزل افتان و خيزان مي روم صحرا به صحرا

طوفان عشقم مي كشد دريا به دريا كو آنكه داند مشكل من اين محنت بي حاصل من

تا كي خداوندا واي از منو واي ازجدايي اين محنت بي حاصل من واي از من و واي از دل من

آن شور آن تاب من آن خلوت مهتاب من كو ديده بي خواب من كو آن دل بي تاب من كو كو كو

آن حالت آشفته ام كو راز به عالم گفته ام كو اشك چون سيلاب من آن ديده بي خواب كو كو كو

افتان و خيزان مي روم صحرا به صحرا طوفان عشقم مي كشد دريا به دريا

كو آن كه داند مشكل من اين محنت بي حاصل من تا كي خداوندا جدايي واي منو واي از دل من

 گفتم مگر جويم تو را در خلوت دل  دنبال دل افتاده ام منزل به منزل

 

       خاطره ي يك شب        معيني كرمانشاهی

 

يادش به خير آن شب خوش كه نوشيدم از دست تو جامي

زان شب دگر كه بي خبر گشتي از عاشق بي سر انجامي  بعد از آن شب دگر مست و بي خبر

من نيارم به لب غير نامت كلامي  تو هم ياد ما كن گهي  با سلامي و پيامي

كاش اين دل ناشكيباي ما در آن شب عشق و روياي ما تا ابد مست و مدهوش از باده م مي شد

 چه مي شد جهان اگر به كام دو دل داده مي شد

 از آن شبها چه كشيده ام خدا كند تو هم بداني

به جز رنج وغم نديده ام خدا كند تو هم بداني 

 يار كسي شو كه قدرت بداند خاك رهت را به مژگان نشاند

       

  نگرانم     معيني كرمانشاهی

 

كام جهان از تو اين سوز نهان از من   عيش مدام از تو اين اشك روان از من

ناله شب ها از منو بزم طرب از تو  بخت جوان از تو غمهاي جهان از من

نگرانم نگرانم كه تو يار دگراني تو عزيز منو اما به كنار دگراني

بگذر ديگر ز جان من تنها شدم جانا ديگرهم  به جان تو رسوا شده ام جانا

 بگذشته ز مستي از مي زدگانم رسواي جمع رسوا شدگانم

چه كرده ام چه گفته ام كه ان عمر گرامي باغم سر آرم با كار كسي كاري ندارم

من بي دل عمري تنها بودم بودم به اميد وصل فردا بودم بودم

 

        رفتم  كه رفتم   معيني كرمانشاهی

 

از برت دامن كشان رفتم اي نامهربان از من آزرده دل كي دگر بيني نشان رفتم كه رفتم

از من ديوانه بگذر بگذر جانا بگذر هر چه بودي بودم ناگهان رفتم كه رفتم

شمع بزم ديگران شو جام بزم اين و آن شو هر چه بودي بودم ناگهان رفتم كه رفتم

بعد از اين فراموشم كن كه رفتم ديگر از دست تو مي نوشتم كه رفتم

بادل زود آشنا گشتم از دامت رها بي وفا بي وفا بي وفا رفتم كه رفتم

من نگويم كه به درد دل من گوش كنيد بهتر آن است كه اين قصه فراموش كنيد

عاشقان بگذاريد نبالند همه مصلحت نيست كه اين زمزمه خاموش كنيد

 

روح الله نبي

چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۳
خاطرات خودم

يکی از خاطرات خودم را می خواهم بنويسم

يک روز توی اصفهان با ماشين خودمون پشت چراغ قرمز ايستاده بوديمو مقام صبر را گذاشته بوديم. داداشم گفت افتخاری پشت سرمونه گفتم شوخی نکن چراغ سبز شد و راه افتاديم فقط از روی سبيل تونستم تشخيص بدم چون قيافه واقعيش با عکسهای رو کاستها و چهره در تلويزيون متفاوت بود. ما ک پکان ۵۱و استاد با پژو ۴۰۵ بالخره پس از کلی تعقيب و گريز استاد رسيديم بهش بوق زديم و دست تکون داديم استاد هم دستش را تکون داد کلی حال کردم که لااقل ما رو تحويل گرفت.

دنبال استاد می رفتيم که استاد دم يه مغازه برای خريد نون وايساد اخه از اصفهان امده بوديم بيرون و توی شهر خودمون که نونش معروفه رسيده بوديم.

ما هم زديم کنار و رفتيم داخل مغازه و سلام کرديم و دست داديم و من پرسيدم استاد چراتوی مجله ها مصاحبه نمی کنيد ؟ استاد گفت اگه بخواهيم مصاحبه کنيم بايد از اين و اون انتقاد کنيم و من کاری با کسی ندارم .

دادشم گفت استاد اين دداشم  خيلی طرفدار شماست همه شعرهای کاستهای شما رو نوشته يه کتاب شده من هم گفتم يه آدرسی به من بدهيد يه نخسه شو به شمابدم و شما تصحيح کنيد و چاپش کنيم.

استاد گفت من ادرس خاصی ندارم يه پام اصفهانه يه پام تهران و هميشه در حال رفت و آمد هستم .

گفتم استاد يه برگه هم نداريم از شما امضا بگيريم يادگاری داشته باشيم .

استاد گفت من بايد شماها امضا بگيرم و چند جمله ديگه که الان حضور ذهن ندارم که نشانه خضوع و فروتنی استاد بود.

بالاخره استاد چند تا نون خريد و  از مغازه اومد بيرون ما هم سوار ماشين خودمون شديم داداشم گفت پاشو تا نرفته شما تلفن ازش بگير.

استاد می خواست در ماشين رو ببنده که رفتم و خواستم شماره تلفن برای تماس بهم بدهد گفت که به اقای عزيزی زنگ بزن تو شرکت چيه گفته آواز بيستون گفتم اره بيای شرکت منو حتما می بينی بالاخره در و بستم و استاد رفت.

من هم يه کپی گرفتم و رفتم شرکت اواز بيستون زنگ در رو زدم خبری نشد بالاخره مستخدم اومد دم در و شماره موبايل اقای عزيزی را گرفتم و کپی را بهش دادم  گفتم برسون به دست اقای عزيزی از به بعد هر چی به اقای عزيزی زنگ زدم يه جواب سربالا شنيدم . و من هم گفتم ما برای عشق خودمون نوشتيم از خير ديدن استاد و ويرايش دفتر شعرمون گذشتيم . 

روح الله نبي

شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۳
عليرضا افتخاري آثار علي تجويدي را بازخواني مي‌‏كند
عليرضا افتخاري, خواننده آوازهاي سنتي، هم اينك مشغول ضبط آلبوم جديدي براساس ملودي‌‏هاي قديمي استاد علي تجويدي است.
گفتني است، افتخاري پيش از اين نيز سابقه همكاري با استاد علي تجويدي در مقام آهنگسازي را داشته است.
استاد علي تجويدي, نوازنده برجسته ويولون, در حال حاضر بيش از يك سال است كه در بستر بيماري است.
بهزاد خدارحمي به عنوان تنظيم كننده و هوشنگ آزادي, بازرس تهيه كنندگان كاست, به عنوان تهيه كننده در اين آلبوم حضور دارند.
لازم به ذكر است، ياد استاد، ... از جمله اين گون آثار  آواز خوان  نه چندان سنتي است.

روح الله نبي

سه‌شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۳
 

 صحرا صحرا دويده ام
سرگردان از پي تو
دريا دريا گذشته ام
در طوفان ، از پي تو
دست از دنيا كشيده ام ،
بي سامان ، از پي تو ...
از من از ما رهيده ام ،
دست افشان از پي تو ...
گيسوي تو دام بلا
ابروي تو تير فنا ،
دردت دواي دل ...
روي تو بهشت برين ،
موي تو بنفشه ترين ،
زنجير پاي دل ....
...
دنيا دنيا ، گشته ام به بوي تو
پنهان پيدا ، گر به گفتگوي تو
هر سو ، هر جا ، روي من به سوي تو
دردا دردا ، كي رسم به كوي تو ...
...
دستم بر دامن تو ،
بوي پيراهن تو ،
سوي چشم عاشقان ...
ياس و سوسن شكفد ،
دامن ، دامن شكفد
با يادت ز باغ جان ....
...
ديگر افتاده ام از پا
بر اين صحرا ...
در راهم صخره و خارا ،
خارا ، خارا ...
چون كشتي در دل طوفان
يارا ، يارا ...
دريا ، وي ساحل دريا
ما را ، ما را ....
...
شب و سحر
بنام تو ، ترانه مي خوانم ...
به شوق يك ، سلام تو
هميشه مي مانم ....
...
صحرا صحرا دويده ام ،
سرگردان از پي تو ...
دريا دريا گذشته ام ،
در طوفان از پي تو ...
دست از دنيا كشيده ام ،
بي سامان از پي تو ...
از من ، از ما رهيده ام ،
دست افشان از پي تو ...
يارا ، يارا .....
....

روح الله نبي

یکشنبه ٦ دی ،۱۳۸۳
 

 
بردي از يادم ، دادي بر بادم ، با يادت شادم
دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم
دل به تو دادم فتادم به غم
اي گل بر اشك خونينم مخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

چه شد آن همه پيمان
كه از آن لب خندان ،
كه شنيدم و هرگز
خبري نشد از آن

كي آيي به برم ، اي شمع سحرم
در بزمم نفسي، بنشين تاج سرم
خواه از جان گذرم

تا به سرم ده ، جان به تنم ده ، چون به سرآمد عمر بي ثمرم
نشسته بر دل غبار غم
زآنكه من در ديار غم
گشته ام بر غمگسار غم

اميد عهد وفا تويي
آفت جان ما تويي
رفته راه خطا تويي

بردي از يادم ، دادي بر بادم ، با يادت شادم
دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم
دل به تو دادم ، فتادم به غم
اي گل بر اشك خونينم مخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

روح الله نبي

چهارشنبه ٢ دی ،۱۳۸۳
 


نظرات ديگران :

  • با عرض سلام خدمت جناب دکتر طباطبائی.من یک سوال داشتم از اقای افتخاری ولی میدانم که جواب آن را آقای دکتر باید بدهند.آقای افتخاری فرموده اند که موسیقی پاپ را به سبک موسیقی سنتی اجرا کرده اند.آیا معنی این حرف چیست؟ آیا می شود خط کوفی را به سبک نستعلیق نوشت ؟ یا بر عکس! آیا آقای افتخاری سبک جدیدی ابداع کرده اند که از تلفیق پاپ باموسیقی سنتی به وجود آمده است؟ این که می گویند می خواستند نشان دهند که این موسیقی پاپ این است نه آن چه بدان معروف است یعنی چه ؟
    آیا به صاحبان سبک پاپ یا به کسان دیگر می خواسته اند نشان دهند. از آقای دکتر طباطبائی سوال می کنم که توضیح دهند آیا می شود موسیقی کلاسیک اروپائی را به سبک پاپ اجرا کرد؟ اگر نه . معنی حرف آقای افتخاری که افتخار سپر بلا شدن را پیدا کرده و به کشف سبک جدیدی موفق شده اند چیست؟ من از آواز آقای افنخاری و ترانه هائی که ایشان در موسیقی سنتی خوانده اند خیلی لذت می برم ولی کار جدید ایشان را نشنیده ام لذا قضاوتی روی کار ایشان ندارم.فقط می خواهم نقد آقای دکتر را تأئید کنم که کار اصیل سنتی خلق کردن که تکراری نباشد خیلی همت و مایه و هزینه ارکستر دارد در حالی که با یک دستگاه سینتی تایزر یک نفر می تواند به جای یک ارکستر دویست نفری با ریتم هائی که کامپیوتر ی ضبط می شود و ایجاد صدای انواع سازها توسط یک نوازنده و پلی بک آواز که به قول آقای افتخاری سنتی هم می تواند باشد یک اثری را خلق کرد.و در این کار از پرداختن پول به آهنگ ساز و رهبر و اعضای ارکستر و ترانه سرا صرفه جوئی کرد. آیا آقای افتخاری می دانند کسانی که کار های جدید ایشان را که به قضاوت خودشان الحمدلله موفق بوده و ناشر هم راضی بوده و پول خوبی هم نصیب ایشان کرده است را شنیده اند قضاوتشان چیست؟ آیا آن ها که نوار یا سی دی را خریده اند چند بار حاضرند این اثر را بشنوند ؟ منظورم اینست که کارهای اصیل را چه سنتی و چه مدرن کسانی که به هر کدام علاقه مند هستند معمولا" مکرر گوش می دهند.ولی کارهای ابداعی نظیر این افتخار افرینی جدید اقای افتخاری را کسانی که خریده اند چند بار گوش می دهند؟
    توصیه من به آقای افتخاری اینست که همان راه اصیل موسیقی سنتی را پیش گیرند و با آهنگ سازان نامی و ترانه سرایان بزرگ کنار آمده و قسمتی از درآمد خود را به آن ها بدهند تا آن ها هم با خلق آثاری که تکراری نیست به نیاز مدرن جامعه پاسخ دهند.آن چه مورد نیاز است تکرار برنامه گل های جاویدان نیست.به قول ایشان دورره آن گذشته است .ولی باید همت کرد و در همین موسیقی سنتی کار مدرن و با پیام جدید خلق کرد و به نیاز دوران جدید پاسخ گفت.پاسخ دادن به نسل امروز با کپیه برداری از موسیقی نسل جدید اروپا کار مهمی نیست.کما این که می بینیم روزی دهها نوار از این دست به بازار می آید.ولی هر جند وقت یک بار اثری مانند آن چه آقای دکتر نام بردند خلق می شود ؟ آقای افتخاری اثر بر جسته مقام صبر ، کار بزرگ پرویز مشکاتیان را با نوارهائی که خودشان هم آهنگ ساز و هم شاعر ( البته از قول حافظ و مولانا ) بوده و با دوسه ساز یا یک دستگاه سینتی تیزر اجرا کرده اند مقایسه کنند.من شنیده ام آن اثر هنوز همچنان تکثیر و به فروش می رسد در حالی که کاست های دیگر ایشان را اکثرا" به امید موسیقی اصیل خریده و در بایگانی خود نگهداشته اند.
    نکته آخر این که از آقای دکتر طباطبائی می خواهم با دانشی که از موسیقی ایرانی و دیگر سبک های موسیقی دارند و یه قول یک بیننده ، مورد تأئید اساتید بزرگی چون مرحوم عبادی بوده اند، این موارد را برای جوانان تشریح کنند و تفاوت دستگاهها و گوشه های مختلف ایرانی را بیان کنند.در این صورت خدمت بزرگی به غنای فرهنگی نسل جوان کرده اند.
    خدا تگهدار تان
  • روح الله نبي

    چهارشنبه ٢ دی ،۱۳۸۳
     

    نقدي بر «باباطاهر» يکی از اثار عليرضا افتخاري با آهنگسازي جمشيد عندليبي
    كدام ملودي كدام آهنگسازي؟
    001526.jpg

    چند صباحي است كه نواري تحت عنوان «باباطاهر» به آهنگسازي جمشيد عندليبي و خوانندگي عليرضا افتخاري به بازار عرضه شده است. در نقد اين اثر، نگارنده لازم مي داند نكاتي را خاطرنشان شود:
    * به نظر نگارنده، ذكر عنوان «آهنگساز» روي جلدهاي كاست، اطلاقي است نامربوط و نادرست؛ به اين دليل كه در خلق اين اثر، اساساً كمپوزيسيوني صورت نگرفته است! در اولين برخورد كاملاً مشخص است كه قسمت عمده نوار، نغمات كاملاً شناخته شده محلي است، بدون هيچ تغيير اساسي در بيان درضمن، عنوان كاست، سازبندي (ني و دف و دايره و تمبك) و شعر قطعات، همگي دلالت بر روند اجراي موسيقي محلي دارد و نه خلق ملودي هاي جديد و چيدمان آنها (كه وارد مقوله آهنگسازي مي شود) .بايد توجه داشت كه اجراي صرف تعدادي از تم هاي محلي بدون هيچ بسط و گسترش مشخص، بدون هيچ تنظيم اصولي و اركستراسيون منطقي، در هيچ مكتبي كمپوزيسيون تلقي نمي گردد! [ناگفته نماند متأسفانه تا به حال هيچ تعريف جامع و مستندي از آهنگسازي ايراني، تعيين چارچوب هاي آن و تفاوت آن با نواسازي ارائه نشده است] بنابر اين واضح است كه در اين اثر، كمپوزيسيوني (به تعريف كلاسيك و يا حتي عامه) صورت نگرفته است و ذكر واژه آهنگساز و آهنگسازي براي موسيقي اين اثر، كاملاً نامربوط و نامنصفانه است. به نظر نويسنده، بهتر بود واژه «گردآوري» جايگزين آهنگسازي مي شد. توجه داشته باشيم كه عناوين و تيترها بايد كاملاً گويا و صريح و به جا به كار برده شوند تا ماهيت هر مقوله به درستي جلوه گر باشد.
    * نكته ديگر اين كه، آهنگساز (يا بهتر بگوييم گردآورنده!) در هيچ جاي نوار، هيچ اشاره اي به نوع موسيقي و ذهنيت آثار ساخته و ارائه شده  ندارد. همين وضع باعث شده تا مخاطب به درستي نداند كه اين كاست، اجرايي است از موسيقي محلي، يادمان باباطاهر و يا موسيقي دستگاهي ايران و يا چيز ديگر! (در واقع سمت و سو و هدف اثر چندان مشخص نيست) .به علاوه اين كاست، فاقد هرگونه بروشور توضيحي قطعات ساخته شده و ذهنيت خالق آن است. چه نيكو بود اگر توضيحاتي در مورد خط مشي و هدف اين اثر ارائه مي شد.و يا اگر به فرض، آهنگسازي هم صورت گرفته بود، چه خوب بود توضيحي در مورد مآخذ تم هاي محلي استفاده شده و ذهنيت گسترش و چيدمان آنها، ارائه مي شد تا مخاطب در تشخيص ذهنيت و جنس موسيقي عرضه شده در اين اثر، دچار سردرگمي نمي شد. اما آنچه در كل به نظر مي رسد اين است كه بانيان اين اثر، سعي بر توليد اثري در راستاي موسيقي محلي ايران داشته اند. ملودي هاي كاملاً محلي، سازبندي خاص، اشعار محلي، دامنه نسبتاً كم وسعت ملودي ها، تك مقامي بودن قطعات و لحن محلي خواننده، همه مويد محلي بودن اثر است. پس باز به آن نتيجه مي رسيم كه كمپوزيسيوني صورت نگرفته است و هيچ كس، آهنگسازي براي اين كار، انجام نداده است!
    001528.jpg

    - همان طور كه بيان شد برخي از قطعات اين نوار (از جمله يامولا) از قطعات مشهور محلي است و بازخواني و بازنگري اين قطعات، الزاماً بايد نشانگر بيان و منظر جديدي از جانمايه قطعات مزبور باشد تا ارزش ارائه داشته باشد. حال براي مثال «يامولا» كه تا به حال به چندين بيان، رنگ صوتي و اركستراسيون(سازبندي) مختلف اجرا شده است، (از جمله اجراي بيژن بيژني با اركستر بزرگ به تنظيم استاد روشن روان) چرا بايد به اين شكل كم فروغ و عاري از نگرش متفاوت و بيان جديد، ارائه شود؟ آيا فقط صرف تغيير در اركستراسيون و در نتيجه رنگ صوتي، دستيابي به بيان جديد حاصل مي گردد؟
    مسلماً نگرش متفاوت به زيبايي شناسي اثر هنري باعث تغيير در بيان آن مي شود و اين جاست كه ضرورت بازنگري و بازخواني مطرح مي گردد.
    - در مواردي اشكال ميكس و صدابرداري، مشخصاً ديده مي شود. بين مقدمه اجرا شده توسط ني و قسمت آواز در يكي از قطعات كاست (بخش آواز مرغان وحشي- سمت ب كاست) اختلاف كوك حدوداً نيم پرده اي به چشم مي خورد!
    بديهي است قابليت هاي ممتاز اجرايي نوازندگان و خواننده اين اثر -باباطاهر- همان طور كه از اسامي و سابقه شان برمي آيد، از نكات قوت اين نوار، به حساب مي آيد.
    در فرجام سخن، با عرض خسته نباشيد به دست اندركاران توليد «باباطاهر» ،اميداوريم كه هر روز شاهد تولد آثار متعالي تر در زمينه موسيقي ملي باشيم.

    روح الله نبي

    سه‌شنبه ۱ دی ،۱۳۸۳
     

    نامه  دكتر صادق طباطبايي به عليرضا افتخاري

    با سلام به آقاي افتخاري و آرزوي توفيقات بيشتر براي ايشان، لازم مي‌بينم در مورد موسيقي ايراني و به اصطلاح موسيقي پاپ، نکاتي را معروض دارم.
    اولا، همه کساني که مختصر آشنايي با مباني علمي موسيقي دارند، مي‌دانند که موسيقي مقامي ايران در بين موسيقي ملل، از جايگاه بسيار والايي بر خوردار است. وجود پرده‌ها و گوشه‌هاي بسيار وسيع و گسترده‌اي که هر کدام، بار احساسي، عاطفي، بياني و حماسي ويژه خود را دارد، زمينه‌هاي بسيار وسيعي را براي خلق آثار به‌يادماندني و جهاني فراهم ساخته است.
    من يک بار در جايي گفته بودم که موسيقي ايراني، براي انتقال پيام ارزشهاي نهفته در فرهنگ غني ايران و نيز معرفي جانفشاني‌هاي جوانان اين مرز و بوم در کليه درگيري‌هاي داخلي، خارجي و نظامي و همچنين بيان افسانه‌ها، قصص، پندها و تراژدي‌هاي بر جاي مانده در ادبيات فخيم ايران به جهانيان، بسيار قدرتمندتر از زبان ديپلماسي مي‌باشد. البته شرط اين امر، پرداختن علمي به اين موسيقي و به کار بردن اصول و قوانين علمي آهنگسازي و اجراي علمي آثار خلق شده مي‌باشد؛ کاري که متأسفانه مدتهاست تعطيل شده است.
    اگر از علمي کار کردن و تحمل زحمت و مشقت و صرف وقت، رويگردان شديم و فقط به تکرار آنچه سينه به سينه به عنوان مباني و اصول آموخته‌ايم، روي آورديم، بديهي است که کاري ملال‌آور و نه در خور شأن اين نسل، عرضه مي‌داريم. البته در اين صورت ناچار مي شويم توجيه کم‌کاري و فقدان اطلاعات علمي موسيقايي خود را به گردن اصل موسيقي مقامي ايران بيندازيم.
    «ابوعطا و سه گاه را يکبار بايد خواند ... چند تا همايون بخوانيم»؟ از آقاي افتخاري بعيد است که شأن و مقام و قدرت دستگاههاي ابوعطا و سه گاه و همايون را در محدود بودن امکان خلق آثار متنوع در اين دستگاهها و ديگر مقامات و پرده‌هاي موسيقي ايراني دانسته‌اند. اگر اين استدلال درست بود، ما شاهد آن شکوه، عظمت، تنوع و قدرت بيان و کثرت آثار در موسيقي کلاسيک اروپايي نبوديم، چرا که همه آن آثار فقط در دو پرده مينور و ماژور خلق شده‌اند و هيچ‌کدام هم بوي تکرار نمي‌دهند. اگر موسيقي کلاسيک اروپايي اين همه تنوع را در دو پرده مينور و ماژور دارد، چرا ما شاهد تنوع در آثار موسيقايي خود که مي‌تواند در متجاوز از سيصد پرده ـ به جاي دو پرده ـ ساخته و خلق شود، نيستيم؟
    واقعيت اين است که اين ادعا از آقاي افتخاري، به عنوان يکي از شاگردان مرحوم تاج اصفهاني ـ که خود گنجينه و حافظ تمامي پرده‌ها و مقامات و گوشه‌هاي موسيقي مقامي ايراني بود ـ بسيار بعيد است. قدرت و امکان خلق آثار غيرتکراري در دستگاههاي سه گاه و ابوعطا و ديگر دستگاههاي موسيقي ايراني بسيار زياد است و مي‌توان گفت که نامحدود است. اما آنچه شرط اوليه و اساسي خلق چنين آثاري نامتناهي است، داشتن سواد لازم و برخورداري از دانش لازم و آشنايي با فنون علمي و جهاني اين کار همراه با برخورداري از امکانات اجرايي و داشتن ارکسترهاي آزموده است.
    در خلق اين گونه آثار، سودجويي و نگراني از نفع مالي ناشر جايگاهي ندارد. غالب آهنگسازان و خالقين آثار بزرگ کلاسيک اروپايي در فقر و تنگدستي روزگار گذرانده‌اند. سود اصلي را بعدها که امکان تکثير انبوه در تيراژهاي ميليوني اختراع شد، ناشرين بزرگ بردند.
    آقاي افتخاري بهتر از هر کس ديگر مي‌دانند که اگر بخواهند به خلق چنين آثاري روي آورند، بايد اولا کار آهنگسازي را به متخصصين تعليم ديده واگذارند و ثانيا براي اجراي آثار خلق شده از ارکسترهاي مناسب و سازهاي مناسب‌تر و رهبران متبحر در اين امر بهره گيرند و نيز خوب مي‌دانند که چنين امري مستلزم صرف وقت و هزينه و همت و استعداد مي‌باشد و اين مسائل ميزان سودآوري مورد انتظار ايشان و ناشر آثارشان را تأمين نمي‌کند.
    پس چه بايد کرد؟ بايد به کارهايي روي آورد که هيچ‌کدام از اين شرايط را طلب نکند. آن کارها از کدام سنخ موسيقي ساخته است؟ از موسيقي پاپ! و گناه و منت اين روي‌آوري سودجويانه را بايد به گردن موسيقي ايراني و مردمي که از تکرار خسته شده‌اند، انداخت. براي اينکه ذهن خواننده اين سطور به کلي‌گويي و نقد بي‌جاي نگارنده متوجه نشود به چند نمونه از کارهايي که معتقدم ارزش جهاني دارند اشاره مي‌کنم: قطعه «ني نوا» با اجراي ارکستر سمفونيک از آقاي عليزاده، «درگلستانه» اثر فخيم هوشنگ کامکار با آواز شهرام ناظري و ارکستر بزرگ سمفوني، «به ياد حافظ» اثر هوشنگ کامکار و آواز بيژن کامکار و ارکستر سمفونيک تهران، آثار ارکسترال فرهاد فخرالديني با صداي شجريان، قطعات برجسته در شور و راست پنجگاه و نوا و افشاري اثر برجسته پرويز مشکاتيان و ارکسترپلي فونيک سازهاي ايراني که با آوازهاي شجريان، مرحوم بسطامي، آقاي افتخاري اجرا و منتشر شده‌اند.
    آثار ديگري نيز هستند که از ذکر آنها درمي‌گذرم. در اينجا فقط خواستم به چند نمونه اشاره کرده باشم.
    آقاي افنخاري بهتر از هر کس ديگر مي‌دانند که سود حاصله از فروش اين آثاري که بر شمردم در مجموع از سود يک کاست موسيقي پاپ کمتر بوده است. اينکه جوانان ما به اين آهنگها روي آورده‌اند، دليل آن در جاي ديگر است. اولا نياز روزافزون نسل جوان به آثار موسيقايي و ثانيا ترويج اين‌گونه موسيقي توسط صداوسيما که بدون ترديد در ساختن ذائقه موسيقايي جوانان نقش اساسي داشته است و ثالثا و از همه مهمتر عدم امکانات مالي و عدم تأمين نيازهاي مادي آهنگسازان و اجراکنندگان و ناشران آثار فخيم و علمي از مهم ترين دلائل اين ضعف و فقر فرهنگي مي‌باشد. دلايل ديگري نيز وجود دارد که انشاءلله در فرصتي ديگر به طور مشروح بدان خواهم پرداخت.
    اين تذکر را هم بدهم که من مخالف موسيقي پاپ و ديگر انواع موسيقي‌ها نيستم، ولي هر کدام را در جاي خود و در ايفاي رسالت انتقال پيام‌هاي خود ارزيابي مي‌کنم.
    مشکل بزرگ امروز ما را آقاي افتخاري، فقدان يک صاحب فن دانسته‌اند که همه گرد او چرخ بزنند. يک قسمت اين حرف درست است و آن دارا بودن صلاحيت موسيقايي در فرد خالق اثر است، مطلبي که کمي اشکال دارد اين است که همه نبايد گرد يک صاحب فن چرخ بزنند، بلکه بايد خود صاحب فن و صلاحيت شوند و به خلق و توليد بپردازند.
    اشکال ديگر ايشان رابه شرايط موجود ، که نداشتن نت واحد بود ، هر چه فکر کردم نفهميدم!
    موفق باشيد
    دکتر صادق طباطبايي

     

    روح الله نبي

    سه‌شنبه ۱ دی ،۱۳۸۳
     

    زندگي نامه يكي از اساتيد استاد افتخاري

    تاجم نمي فرستي تيغم به سر نزن

    مرهم نمي گذاري زخمم دگر مزن

    مرحوم جلال تاج اصفهاني در سال 1282 شمسي در شهر هنر پرور اصفهان بدنيا آمد،پدرش شيخ اسماعيل واعظ اصفهاني «تاج الواعظين»منبر گرم وگيرايي داشت واز صداي دلنشيني نيز بهره مي بر د به رديف هاي آوازي ايراني را نيز آشنايي داشت.جلال در مدرسه «عليه »واقع در بازارچه رحيم خان نزديك مسجد رحيم خان تحصيل مي كرد در مدرسه نيز به دليل صداي خوش به كار قرائت اذان ومكبر و خواندن قرآن بر عهده اش بود.

    او از 9 سالگي آموزش موسيقي ايراني را با پدر خود آغاز نمود بعدها نزد مرحوم آسيد عبدالرحيم اصفهاني استاد آواز آن زمان به تعليم موسيقي پرداخت وي از محضر اساتيدي چون نايب‌اسد ا...ني نواز معروف و همچنين ميرزا حسين ساعت ساز معروف به خضوعي و همچنين از محضر مرحوم حسين خان اسماعيل زاده استاد مسلم كمانچه بهره برد. تاج در طول ساليان عمر خويش با اساتيدي همچون صبا محجوبي ،ياحقي ،ارسلان خان در گاهي ،علي اكبر خان شهنازي،و...هنرها آفريد.

    وي شاگردان زيادي تربيت نمود از جمله شاگردان او مي توان به مرتضي شريف واستاد اصغر شاه زيدي نام برد. از ديگر شاگردان غير مستقيم وي نيز از حسين خواجه نوري(ايرج) ياد مي شود.

    شادروان تاج مردي بود سليم النفس و با مناعت طبع. هرگز در طول مدت زندگيش به خاطر مال دنيا و مسائل مادي به كسي كرنش نكرد و به اين به خاطر مدح كسي را نگفت. او از همه تمجيد و تعريف مي كرد و حتي يك بار از كسي گلايه يا بد گويي نكرد او حتي اگر از كسي رنجش مي ديد و خاطرش آزرده مي شد، اين رنج و آزردگي را با سكوت و بزرگواري تحمل مي نمود. او در۷/۹/۱۳۶۰ دار فاني را وداع گفت.روحش جاودان!

    روح اله نبی ۱/۱۰/۸۳

    روح الله نبي

    یکشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸۳
     

    گفت و گو با عليرضا افتخاري
    واحد مركزي خبر، ايسنا:
    اگر تصنيف پاپ خواندم براي آن بود كه بگويم اين موسيقي پاپ است نه آنچه كه با اين عنوان عرضه مي‌شود.
     عليرضا افتخاري اظهار داشت:
     در جايگاه يك موسيقيدان و كسي كه شيوه‌هاي مختلف موسيقي اصيل را كار كرده و در مورد آن شناخت دارم، اين حق را براي خود قائلم كه تجربه‌اي هم در كارهاي نو كسب كنم. وي افزود: براي ورود صحيح موسيقي پاپ به فرهنگ موسيقي ايران، من خود را سپربلا قرار دادم. من حتي تعدادي از تصنيف‌هاي پاپ را به شيوه سنتي نيز خوانده‌ام اما از آنجا كه مردم و ناشر از من كار نو مي‌خواهند، سعي كردم اگر هم قصوري در كار من ايجاد شد، مولد سود براي ناشر، معنويت براي مردم و موجب مردم داري باشد. وي افزود: وقتي در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم بايد تمام جوانب آن را در نظر بگيريم. اينك زمانه تغيير كرده است، مردم خسته‌اند از تكرار، خداوند لحظات را خلق كرد كه شاد باشيم. تا كي خود را به موسيقي قاجار پيوند دهيم؟ بايد به موسيقي لباس روز را پوشاند. افتخاري ادامه داد: ابوعطا را يك بار بايد خواند، يك بار سه گاه بايد خواند، چند تا همايون بخوانيم؟ براي چشيدن يك مرغ، نياز به چشيدن همه مرغ‌ها نيست، بعد از آن چه؟ اين سبك‌ها از گذشتگان به ما رسيده، ما نيز حق هر كدام را ادا كرده‌ايم. اما، ما براي روان آيندگان چه مي‌كنيم و چه مي‌خواهيم به فرهنگ آيندگان تحويل دهيم؟ هر شعري تحرير خود را دارد، تا كي تمام شعرها را با يك تحرير بخوانيم؟ وي گفت: آنچه براي من اهميت دارد، اداي احترام و توجه به نيازهاي هنرمنداني است كه اينك در كهولت سن به سر مي‌برند، من در موسيقي به دنبال نامي براي خود نيستم، كه اگر بخواهي اينگونه عمل كني بايد بي رحم باشي و آنچه براي من مهم است در درجه اول رضاي خداوند است بعد از آن رضايت مردم و ديگر جلوگيري از شكست ناشر، كه خوشبختانه تا امروز، كارهاي من بالاترين تيراژ را در جامعه داشته كه اين امر گواه استقبال مردم است ليكن همانگونه كه هستي همه را يكسان خلق نمي‌كند، تمام كارهاي يك هنرمند هم نمره آ (برتر) نمي‌گيرد. وي برجسته ترين اثر از نگاه خود را نيلوفرانه خواند و گفت: اما فقط يك نيلوفرانه!. عليرضا افتخاري درباره مشكلات امروز موسيقي ايران گفت: بزرگترين معضل ما فقدان بزرگ يك صاحب فن، است كه گرد او چرخ بزنيم. امروز در موسيقي هر كس رويه خود را به پيش مي‌برد، درست مانند يك صحنه كنسرت كه هر نوازنده‌اي هر چه خواست مي نوازد، مشكل ما نداشتن يك نت واحد است، نت واحد ما نيز ايدئولوژيمان است، آن چيزي است كه نهاد ما را زنده و بيدار مي‌كند. ما بايد به جامعه كار نو ارائه دهيم، كار نو نيز، فكر نو و انديشه نو مي‌خواهد كه متاسفانه هنر نو انديشيدن نداريم، نياز نسل جوان را نمي‌شناسيم و هنوز براي گذشتگان مي‌نوازيم.
    بيست و سوم مهر هشتاد و سه

    روح الله نبی ۲۹/ ۹ /۸۳

    روح الله نبي

    سه‌شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸۳
     

    واحد مركزي خبر، ايسنا: چهاردهم دي ماه هشتاد و دو، جمعي از هنرمندان كشور، مسؤولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونان امور هنري و امور سينمايي، سازمان ميراث فرهنگي و نمايندگان رسانه ها و مطبوعات كشور، پس از ورود به شهر زلزله‌زده بم، بر سر مزار درگذشتگان فاجعه بم و مرحوم ايرج بسطامي در بهشت زهراي اين شهر، حاضر شدند. احمد مسجدجامعي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سخناني، با اشاره به خصايل اخلاقي و ارزش‌هاي هنري ايرج بسطامي، فقدان وي را ضايعه‌اي دردناك براي جامعه‌ي هنري كشور عنوان كرد. عليرضا افتخاري، قطعه اي را بر سر مزار ايرج بسطامي اجرا كرد. اين گروه، همچنين با بخشي از نحوه اطلاع رساني از منطقه و با استفاده از امكانات در نظر گرفته شده، آشنا شدند. اين جمع، پس از آن، رهسپار كرمان شده و در مراسمي به ياد درگذشتگان شهر بم و ايرج بسطامي شركت كردند. در اين مراسم پس از سخنان كريمي، استاندار كرمان درباره ماوقع حادثه، احمد مسجد جامعي به اعلام همدردي جامعه فرهنگ و هنر كشور با بازماندگان هموطن، يادآوري لزوم بسيج همه جانبه مسوولان جهت بازسازي روحي مردم و شهر تاريخي و فرهنگي بم و تلاش بسيار هنرمندان در اين جهت تاكنون و از اين پس، خبرنگاران را افراد گمنام اين كمك رساني دانست و تاكيد كرد: خبرگزاري ها، مطبوعات و همچنين نمايندگان رسانه هاي خبري خارجي، مهمترين نقش را در انعكاس مشكلات و فاجعه پيش آمده و متقابلا پاسخ مسوولان، مردم و نهادهاي كشور و تهييج روحيه عموم مردم جهت مشاركت گسترده در اين قضيه داشته‌اند. سخنراني علي نصيريان به نمايندگي از هنرمندان، اجراي موسيقي، قرائت بيانيه هنرمندان توسط فاضل جمشيدي، از ديگر بخش هاي اين مراسم بود. در اين سفر هنرمنداني مانند رضا كيانيان، ابوالحسن داوودي، لوريس چكناواريان، هادي مرزبان، اصغر همت، شبنم طلوعي، پانته آ بهرام، بهروز غريب پور، داوود رشيدي، علي نصيريان، عليرضا افتخاري و... حضور داشتند

    روح الله نبي

    سه‌شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸۳
     


    و اما چند خبر :
    خبر اول :
    پرويز مشكاتيان و عليرضا افتخاري، كاست «بم» را آماده مي‌كنند
    خبرگزاري فارس: پرويز مشكاتيان(آهنگساز) و عليرضا افتخاري(خواننده)،
    كاست «بم» را آماده و به نفع زلزله‌زدگان روانه بازار مي‌كنند.
    به گزارش خبرگزاري فارس، عليرضا افتخاري علاوه بر ضبط اين نوار، به فكر برپايي كنسرت‌هايي در داخل و خارج كشور به نفع زلزله‌زدگان نيز هست.
    ---------------------------------------------------------------
    خبر دوم :
    مصا حبه افتخاری در بم از قول خبرگزاری فارس :
    عليرضا افتخاري در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس در بازديد از منطقه زلزله‌زده بم (2):
    بزودي كنسرت‌هايي به نفع زلزله‌زدگان در داخل و خارج كشور برگزار مي‌كنم
    خبرگزاري فارس: عليرضا افتخاري با اشاره به اينكه كنسرتهايي را در داخل و
    خارج كشور به نفع مردم زلزله زده بم برگزار خواهد كرد، گفت:‌ زلزله بم حاصل كار
    كارگاه هستي است. خدا قطعا"‌ خيري براي اين مردم در پيش دارد كه شروع آن
    اين اتفاق ناگوار بود.
    اين خواننده سنتي كشور در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس در بازديد از شهر زلزله‌زده بم به همراه جمعي از هنرمندان ضمن بيان مطلب فوق گفت: احساس آنچه ديدم چيزي نيست كه بتوان با كلام بيان كرد. بنظرم راهي جز سكوت و فرورفتن در عوالم آسماني نداريم.
    وي تاكيد كرد:‌ در مواجه با چنين اتفاقاتي بايد اول آتش را خاموش كرد و بعد ببينيم چه كار مي‌توان انجام داد.
    افتخاري درباره ايرج بسطامي با اشاره اينكه در دوره‌اي با او همكلاسي بوده، خاطره‌اي ذكر كرد:‌ در اجراي اولين كنسرتي كه سالها پيش برگزار كردم، نگراني زيادي داشتم. روي صحنه بودم و اين شعر را مي‌خواندم: "بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران / كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران" كه ديدم كسي از ميان جمعيت دست به دعا برداشته و خدا را شكر مي‌كند. خوب كه نگاه كردم ديدم بسطامي است و از اينكه برنامه به خوبي اجرا شده، شاكر. در آن شرايط از هيچ چيزي به اندازه ديدن بسطامي خوشحال نمي‌شدم.
    وي با تاكيد بر اينكه قبل از وقوع اين مصيبت بسطامي مظلوم بود، ادامه داد: ‌به هر حال او عزيز ما و شخصيت صاحب‌نامي بود كه شناخت درستي از فرهنگ مرز و بوم خود داشت.
    افتخاري در ارتباط با نقش جامعه هنري در كم كردن آلام مردم گفت:‌ بايد بازمانده‌هاي اين فاجعه را دريابيم و انگيزه زندگي و اميد به فردا را در آنها زنده‌نگه داريم.
    وي ادامه داد:‌ كاش امروز همه هنرمندان مي‌آمدند و از نزديك اين فاجعه و عمق آن را درك مي‌كردند.
    افتخاري در ارتباط با حركت بعدي هنرمندان براي مردم زلزله‌زده بم، گفت:‌ اين حركت بستگي به نگاه افراد دارد. من شخصا" بزودي كاستي را در اين زمينه منتشر خواهم كرد و همچنين كنسرت‌هايي را به نفع زلزله‌زدگان بم در داخل و خارج كشور برگزار مي‌كنم.
    --------------------------------------------------------------
    خبر سوم :
    كاست جديد؛
    افتخاري دوباره سنتي‌خوان شد
    خبرگزاري فارس: عليرضا افتخاري بعد از مدتي وقفه در تداوم آثارش در حوزه
    موسيقي‌سنتي و رويكرد به آثار پاپ و تلفيقي، دوباره سنتي‌خوان شده و قرار
    است كاست اي ايران يا اي ميهن را روانه بازار موسيقي كند.
    به گزارش خبرگزاري فارس، محمدجليل عندليبي، آهنگساز و تنظيم كننده كارهاي افتخاري درباره اين كاست جديد گفت: عنوان اين كاست اي ايران يا اي ميهن و اشعار آن از مولانا، حافظ، بابا طاهر و... است.
    اين كاست ترانه‌هاي اجراي كنسرت سال 1996عليرضا افتخاري در هندوستان را نيز دربردارد.
    برخي از نوازندگان اين كاست عبارتند از: محمد جليل عندليبي، سنتور و سرپرست اركستر، هادي منتظري، كمانچه، منصور سينكي، تار، مينو افتاده، قيچك، محمود اعرابي، تنبك، فرهاد عندليبي، دف.
    اين كاست ظرف 20 روز تا يك ماه آينده روانه بازار موسيقي مي‌‌شود.
    --------------------------------------------------------------------------------
    خبر چهارم :
    کاست دیگر از علیرضا افتخاری :
    علیرضا افتخاری در همایش علامه طباطبایی در حضور خبرنگاران درباره كاست جديد خود گفت:كار جديدي در دست تهيه داريم كه نامش هنوز مشخص نيست ولي آهنگسازي ان را استاد خوشدل كه آهنگساز"نيلوفرانه" هم بودند، بر عهده دارند.
    امیدوارم خبر های فوق همگی درست باشه .
    استخراج کردم همه این خبر ها رو از خبرگزاری های فارس و مهر .
    راستی دوشنبه روز عید کانال 2 تلویزیون رو دیدید یا نه ؟ برنامه کاروان .....
    علیرضا افتخاری به همراه جلیل عندلیبی قطعه " یا علی دستم بگیر " رو اجرا کرد .
    ۲۴ آذر ۸۳

    روح الله نبي

    سه‌شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸۳
     


    به نام خدا
    دوستان سلام
    توجه شما را به مصاحبه ای از علیرضا افتخاری که در حاشیه همایش علامه طباطبایی صورت گرفته جلب میکنم .
    عليرضا افتخاري:
    مي خواستم در تجليل از مرحوم علامه طباطبايي سهمي داشته باشم
    خبرگزاري فارس _ گروه فرهنگي:عليرضا افتخاري با پديدآوردن
    تصنيف"پارسي پارسا"
    در همايش يكصدمين سال تولد مرحوم علامه طباطبايي(ره) شركت كرد.
    به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس،وي كه در حاشيه همايش با خبرنگار خبرگزاري فارس سخن مي گفت،در مورد انگيزه خود در خواندن تصنيف"پارسي پارسا" درباره علامه اظهار داشت:"اين كار بايد مي شد و كشش خود ايشان بود كه مرا به اين كار وادار كرد و انصافا استاد معلم هم در سرودن شعرش، حق مطلب را ادا كرده بودند."
    پديدآورنده كاست"نيلوفرانه" ادامه داد:ديدم بگو مگوست، كاسه گدايي دست گرفتيم و گفتيم ما هم گوشه اي از كار را داشته باشيم.
    گفتني است تصنيف"پارسي پارسا" با شعر علي معلم و صداي عليرضا افتخاري به همت اداره كل پژوهش هاي سيما و "محمد مومن نژاد" به نماهنگي تبديل شده بود كه در فاصله بين سخنراني هاي همايش"ميزان حكمت" پخش شد

    روح الله نبي

    [خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]